Tel: +98 21 2656 6018

شرکت خدمات مسافرتي، جهانگردي و طبيعت گردی

تاریخ تخت سلیمان:


مجموعه آثار باستاني تخت سليمان كه در 45 كيلومتري شمال شرقي شهر ستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار گرفته، با وسعتي معادل 5/12 هكتار به عنوان يكي از محوطه هاي تاريخي مهم كشور محسوب مي گردد. در اين منطقه نشانه ها و بقاياي استقرار از هزاره اول ق.م تا قرن 11 ه.ق ملاحظه مي شود. اما اوج شكوه و آباداني تخت سليمان مربوط به دوره ساساني مي باشد. كه ساختمان آتشكده آذر گشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترين معبد مورد احترام حكومت مذكور ايفا مي نمايد و آتش جاودان آن به مدت 7 قرن نماد اقتدار آئين زردتشت محسوب مي شده و آتشكده ساساني آذر گشنسب از زمان حكومت ايلخانيان به بعد « تخت سليمان » نام گرفت.

وسيع ترين تاسيسات مذهبي و اجتماعي مجموعه مربوط به دوره ساساني است كه تاكنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. بقاياي آثار معماري اين مجموعه متعلق به يكي از بزرگترين نمادهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي اواخره دوره ساساني در قرن 6 م به شمار مي آيد. بعد از زوال حكومت ساساني و پذيرش دين مبين اسلام توسط ايرانيان ، اين مجموعه عظيم كه در جنگهاي ايران و روم در زمان خسرو و پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 هـ.ق تعداد اندكي از معتقدان آئين باستان ايران در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده است، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان به عنوان پايتخت باستاني و تفرجگاه استفاده مي شده، بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوعي تا قرن 11 هـ.ق ادامه حيات مي دهد. از اين تاريخ به بعد، محل متروكه و به علت اعتقادات عامه مردم كه مكان فوق را منسوب به سليمان نبي ( ع ) مي دانند، ازآن به خوبي حفاظت مي شود.

تاريخ

در اين منطقه علاوه بر بقاياي معماري مربوط به آتشكده آذرگشنسب و تاسيسات معماري دوره ساساني و آثاري از دوران اسلامي بويژه زمان ايلخاني مغول نشانه ها و بقاياي استقرار از هزاره اول ق.م ملاحظه مي شود. اما اوج شكوه و آباداني تخت مربوط به دوره ساساني مي باشد كه ساختمان آتشكده آذرگشنسب در اين مكان احداث و بعنوان مهمترين معبد مورد احترام ايرانيان قبل از اسلام نقش بسيار تعيين كننده اي در حيات سياسي – اجتماعي حكومت ساساني ايفا مي نمايد و آتش جاودان آن بمدت 7 قرن نماد اقتدار آئين زرتشت محسوب مي شد.

مجموعه آثار باستاني تخت سليمان وسيع ترين تاسيسات مذهبي واجتماعي دوره ساساني است كه تاكنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است بقاياي آثار معماري اين محوطه متعلق به يكي از بزرگترين نمادهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي اواخر دوره ساساني در قرن 6 م بشمار مي آيد. بطوريكه نقش تخت سليمان براي حكومت ساسانيان همانند تخت جمشيد است براي هخامنشيان . بعد از زوال حكومت ساساني وپذيرش دين اسلام توسط ايرانيان، اين مجموعه عظيم كه در جنگهاي ايران و روم در زمان خسرو پرويز بشدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 ﻫ .ق تعداد اندكي از معتقدان آئين زرتشت در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي بعنوان پايتخت تابستاني و تفرجگاه استفاده مي شود، بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم بصورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ﻫ.ق. ادامه حيات ميدهد.

همانطور كه ذكر شده در دوره ساساني بويژه در زمان خسرو انوشيروان ( 579-531 ميلادي ) و خسرو پرويز توجه خاصي به عمران و آباداني اين محوطه معطوف مي گردد، و بعنوان يكي از معابد بسيار با اهميت تلقي مي شود. آتشكده آذر گشنسب در متون قديم داراي اسامي متعددي است از جمله به زبان پهلوي گنزك(ganzak) يا گنجه ناميده مي شده، روميان آنرا گزكا (gazka) و اعراب شيز (shiz)مي گفتند. در زمان ايلخانان بدان ستوريق گفته شده، اما كلمه تخت سليمان از اسامي متاخر مجموعه ميبا شد كه عامه مردم بعلت عدم اطلاع ازعملكرداصلي و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبي در مورد اقتدار حضرت سليمان ، اين امكان را بدان منسوب داشته و بهمين جهت محل ياد شده حالت تقديس پيدا مي كند و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مي دانستند.

از اوايل قرن 19 م به بعد نيز مستشرفين از تخت بازديد و نهايتا" از سال 1959 ميلادي ( 1337 شمسي ) مجموعه توسط هيات حفاري آلماني با نظارت كارشناسان ايراني به مدت 20 سال مورد كاوش علمي قرار گرفت. بعد از انقلاب اسلامي نيز بلحاظ اهميت بالاي تاريخيفرهنگي مجموعه و خطراتيكه موجوديت بقاياي معماري آثار را تهديد مي نمود. در سال 1372 اين مكان به عنوان يكي از ده پروژه بزرگ تاريخي – فرهنگي كشور انتخاب وتوسط سازمان ميراث فرهنگي كشور عمليات، ساماندهي، ( حفاظت،مرمت و پژوهش ) بوسيله كارشناسان سازمان بطور جدي در آن آغاز گرديد و تا كنون هم ادامه دارد. با اين اقدام علاوه بر انجام پاره اي اقدامات اضطراري از نظر حفاظت پژوهش، مرمت و معرفي، در حال حاضر محوطه جهت بازديد علاقه مندان و گردشگران داخل و خارجي آماده شده و ساليانه به تعداد قابل توجهي اقشار مختلف مردم داخلي و خارجي از اين مكان بازديد مي نمايند.

مشخصات طبيعي :

از نظر نماي طبيعي دو چهره مشخص را در منطقه تخت سليمان مي توان يافت :
1- منطقه مرتفع شمالي كه شامل كوههاي بلقيس، كوه زندان و كوه قره پولاد مي باشد.
2- منطقه نسبتا" كم ارتفاع جنوبي و شرقي كه وسعت اين منطقه نسبت به منطقه شمالي كم و از كوه هاي مهم اين منطقه كوه قره داغ درنزديكي روستاي چهار طاق به ارتفاع 3120 متر كه در جهت شمالي و جنوبي كشيده شده است. در واقع كوه هاي شرقي مقسم المياه برخي از شاخه هاي قزل اوزن و زرين رود مي باشد.

باستان شناسي زندان سليمان

پيرامون دهانه مخروطي شكل كوه زندان جايگاه معبد مقدسي مربوط به هزاره اول ق.م مي باشد. بقاياي اثار معماري پيرامون دهانه زندان باتوجه به اشياء تاريخي بدست آمده متعلق به قلمرو حكومت مانايي ها مي باشد كه از 830 تا 660 قبل از ميلادي در اين منطقه از ايران فرمانروايي داشته اند. به نظر مي رسد كه جايگاه مقدس فقط تا زماني رونق داشته كه درياچه كوه زندان آب داشته است و پس از خشك شدن آب آن اين جايگاه بعنوان معبد متروكه مي گردد و تا مدتي بعد از اين واقعه از برخي واحدهاي معماري آن بصورت قلعه نگهباني استفاده مي شود. خشك شدن آب گودال ميان تهي نيز به طور ناگهان نبوده بلكه سطح آب در زمان طولاني و به آرامي كم شده است و دليل آن هم سخت تر بودن رسوبات لايه هاي زيرين است كه رسوبات فشرده تر شده اند. و مدخل خروجي چشمه جوشان به تدريج كوچك شده است.

تخت بلقيس

كوه بلقيس با دو قله نزديك بهم و 3200 متر ارتفاع در 5/7 كيلومتري شمال شرقي تخت سليمان واقع شده است. بر فراز بلندترين قسمت اين كوه بقاياي استحكاماتي با مشخصات كلي مندرج در اين گزارش مربوط به دوره ساساني وجود دارد كه بلحاظ موقعيت مكاني و زماني، ارتباط آن با مجموعه آثار تخت سليمان، پيوند معماري و تاريخي بسيار نزديكي با مجموعه ياد شده ايجاد كرده و در واقع از جمله آثار پيوست به اين مكان تلقي مي گردد.

ويرانه هاي تخت بلقيس در سال 1959 بوسيله " فون دراوستن " بصورت علمي و دقيق مورد بازديد قرار گرفته و در سال هاي 1966 و 1969 ميلادي به وسيله " ديتريش هوف " بررسي و مستند سازي اوليه گرديد.

حصار استحكامات دژ بلقيس، فضايي در حدود 50*60 متر را در برمي گيرد. با توجه به نقشه مقدماتي تهيه شده اين حصار داراي 9 برج است كه احتمالا" 4 برج ديگر نيز بايد وجود داشته باشد كه در حال حاضر بعلت عدم انجام كاوش علمي مشخصات دقيق آنها معلوم نيستند. دروازه هاي اين اثر مي توانند در سمت جنوب شرقي يا نزديك زاويه جنوبي واقع شده باشند. در درون حصار، تالاري تقريبا" مربع شكل و ايواني در جلوي آن وجود دارد. در جلوي بنا يك تراس چند طبقه قرار دارد كه اتاقهاي پناهگاه مانند طويلي را با سقف گنبدي در خود جاي داده است. نوع معماري بنا و آجرهايي كه در ابعاد آجرهاي ساساني هستند همچنين قطعات سنگ ماسه اي زرد رنگ و علائم حجاري سنگتراشان ساساني، تاريخگذاري بنا را به اين دوره محتمل مي سازد. اين استحكامات در طرح كلي خود با ايوان، تالار و رواق پيرامون، نه تنها مي تواند معرف كاخ سازي ايراني باشد، بلكه به عنوان تاسيسات يك آتشكده نيز محسوب مي شود، از نظر طرح معماري و هندسي، جهت دادن استحكامات به سمت مجموعه باستاني تخت سليمان، هر دو بنا را طوري در ارتباط نزديك با هم قرار مي دهد كه تعبير استحكامات به عنوان يك آتشكده ساساني بسيار محتمل است. بهر صورت صرفنظر از جنبه تاريخي و معماري، بلحاظ باور و اعتقادات عامه ارتباطي اساطيري بين آثار تخت سليمان و دژ بلقيس نزد مردم نيز مطرح مي گردد، محل مذكور براي هر بازديدكننده از مجموعه تخت سليمان جذابيت خاصي دارد اما بعلت صعوبت راه دسترسي و سرد سيري منطقه، فقط در مواقع محدودي از سال امكان دسترسي به آن براي افرادي كه داراي تجهيزات لازم باشند مقدور است. مكان يادشده به علت اينكه بلندترين قله منطقه مي باشد داراي زمستانهاي طولاني و تابستاني دلپذير مي باشد چنانكه در ميان دو قله اين كوه، بر اثر آب برفها در اواخر بهار و اوايل تابستان، علاوه بر سرسبزي و وجود جويبارها، گلهاي رنگارنگ، درياچه اي فصلي نيز تشكيل مي شود كه بر جذابيت محل مي افزايد. راه دسترسي به اين مكان در حال حاضر از طريق راه ارتباطي تخت سليمان - دندي به زنجان در سه راهي معدن انگوران با جاده اي خاكي و فرعي كه فقط ماشين هاي شاسي بلند كمك دار قادر به عبور از آن هستند و تا نزديكي دامنه كوه مي توان به آن نزديك شد و بقيه مسافت را با حدود نيم ساعت پياده روي مي توان به آثار دژ رسيد


مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان – تکاب

آثار باستانی این مجموعه و دریاچه جوشان آن، روی صفحهای سنگی و طبیعی قرار گرفته كه از رسوبات آب دریاچه به وجود آمده است. قدمت این منطقه از لحاظ سكونتگاه انسانی به 3 هزار سال پیش باز می گردد؛ و یكی از مهمترین آثار تاریخی كشور است كه به عنوان چهارمین اثر ایران در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
 این مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختی و چه به لحاظ ارتباط با مدارك مكتوب تاریخی و اسطورهای در شمال و غرب ایران كاملا منحصر به فرد است. هم اینك در این مجموعه آثاری از اوایل دوره ساسانی تا دوره ایلخانان مغول شناسایی شده، لیكن از آنجایی كه تاریخ نظری این مجموعه به دوره هخامنشی و اشكانی می رسد، بی تردید در صورت ادامه حفاری، آثار مهمی از دوره های پیش از ساسانی در این محل كشف خواهد شد.

 

 
آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان

 

بخش طبیعی مجموعه تخت سلیمان متشكل از یك كوه آهكی است كه در قله آن، چشمه بسیار بزرگی (با دریاچه ای به قطر حدود 100 متر) وجود دارد. این كوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهكی موجود در آب چشمه فوق شكل گرفته است. هم اینك در اطراف كوه تخت سلیمان چندین تپه كوچك از این نوع، در اطراف چشمه های آهكی در حال شكل گیری است. كوه بلند زندان سلیمان نیز یكی از همین كوه های رسوبی است كه در پنج كیلومتری تخت سلیمان هزاران سال پیش شكل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده این كوه و دریاچه آن خشك شده). بنابراین روند شكل گیری كوه های رسوبی در منطقه تخت سلیمان امری طبیعی و مربوط به شكل خاص زمین و نوع املاح موجود در آب چشمه های منطقه است.

 


دریاچه تخت سلیمان

 

چشمه تخت سلیمان هزاران سال پیش شروع به جوشیدن كرده و به تدریج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بیرونی چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. این روند هزاران سال ادامه یافته و باعث شده كه آب چشمه گلدانی در پیرامون خود بسازد به نحوی كه هم اینك ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنین عمق دریاچه ناشی از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر می رسد. با توجه به این كه ارتفاع رسوب دور دریاچه از دوره ساسانی تاكنون، یعنی در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزایش یافته، می توان گفت: به ارتفاع گلدان دریاچه تقریبا در هر سال کمی کمتر از 9 میلیمتر افزوده شده است.

 

 
برخی آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان

 

این واقعیت كه ارتفاع مجموعه تخت سلیمان از خط القعر محیطی كه در آن قرار دارد 62متر یعنی برابر عمق دریاچه است، ثابت می كند كه كف دریاچه به وسیله املاح آهكی رسوب گذاری نشده و در طول سال های شكل گیری آن ثابت بوده است. بنابراین در صورتی كه اشیایی در طول تاریخ به داخل دریاچه پرت شده باشد، در داخل گل و لای كف دریاچه مدفون نشده و از طریق غواصی قابل كشف هستند. لبه بالایی دریاچه، دارای پیشرفتگی نازكی در داخل آب است، اما باقی دیواره دریاچه كاملا عمودی است. از این بابت مشخص است كه در ادوار مختلف، لبه اضافی دریاچه به تدریج شكل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همین دلیل شكسته و به داخل دریاچه افتاده است. بنابراین عمق ناحیه داخلی دریاچه همان 62متر اولیه باقی مانده، لیكن نواحی حاشیه ای كف آن شیب پیدا كرده است. ارتفاع این شیب بین 46 تا 49 متر است. از دیگر سو اگر بدیهی بدانیم كه ریختن اشیاء تاریخی در داخل دریاچه از ساحل آن رخ داده باشد، این اشیاء می بایست در حاشیه محیط دایره كف دریاچه افتاده باشند. بنابراین به نظر می رسد كه كشف، منوط به لایروبی بخش حاشیه ای كف دریاچه و برداشت مثلثی از خاك به ارتفاع حدود ده الی پانزده متر است. این لایروبی می بایست تا عمق 62متری ادامه یابد؛ به شكلی كه كف حاشیه دریاچه همسطح مناطق مركزی آن شود.

 

 
برخی دیگر از آثار به جای مانده .

 

تخت سليمان
    چشمه بزرگ و آهك ساز تخت سليمان كه مردمان محلي گاه آن را درياچه تخت سليمان مي نامند، ميان دو روستاي نصرت آباد و همپا قرار گرفته و بزرگترين و پرآب ترين چشمه آهك ساز منطقه است.
    آب آن كه كاملاً سرد و زياد است، از دو كانال شمالي و جنوبي خارج مي شود.مقدار گازهاي co2 و sh2 چشمه چندان زياد نيست، ولي املاح بي كربنات آن بيش از حد اشباع است. دهانه آن همانند درياچه اي زيبا و به شكل بيضي است؛ قطر بزرگ اين بيضي ۱۲۰ متر و قطر كوچك آن ۸۰ متر برآورد مي شود؛ همچنين عمق آن به حدود ۶۰ متر مي رسد. احتمالاً دهانه اين چشمه در آغاز پيدايش بسيار كوچكتر (شايد كمتر از يك متر) بوده است و سپس بر اثر انحلال دوباره فرآورده هاي تراورتن، بر اثر آميزش با آب محتوي اسيد كربنيك، دور دهانه خورده شده و قطر آن رفته رفته افزايش يافته است.به سبب آب دهي زياد در گذشته و نيز مقدار زياد املاح بي كربنات كلسيم آب، اين چشمه مانند چشمه هاي ديگر، فرصت پديد آوردن مخروط نيافته و سكويي تخت و صاف از نهشته هاي تراورتن ساخته كه حدود ۱۰ متر بالاتر از دشت پهلويي جاي گرفته است.گستره اين سكو مستطيلي به درازاي ۴۰۰ متر و با ۳۰۰ متر پهناست.
    گويا نامگذاري تخت سليمان براي اين چشمه آهك ساز به علت وجود اين لايه ستبر سكو مانند تراورتن باشد و با حضرت سليمان چندان ارتباطي نداشته باشد، هرچند وجود كوهي با نام بلقيس كه ۲ هزار و ۳۳۲ متر ارتفاع دارد و در ۱۵ كيلومتري شمال چشمه است و نشانه هاي يك دژ كهن را ترسيم مي كند، به اين باور دامن مي زند كه نام تخت سليمان شايد چندان بي مسما نيست.بر روي اين سكوي تراورتن بقاياي دژ و كاخي با شكوه است كه آتشكده بزرگ آذر گشسب، يكي از سه آتشكده بزرگ و بنام ساساني در آن جا داشته است. برپايه بررسي هاي باستان شناسي اين دژ همان «شيز» كهن است كه در زمان ساسانيان به «كنشرك» معروف بوده است، ديوار دژ كه درست در لبه هاي سكوي تراورتن است، از قطعات تراورتن و ملات آهك ساخته شده است، اين ديوار ۶ تا ۸ متر بلندي و حدود ۴ متر پهنا دارد. درازاي ديوار هزار و ۱۲۰ متر است و ۳۸ بارو، با ۲۵ متر فاصله ميان ۲ بارو، دارد.دو دروازه اصلي و بزرگ، محل ورود و خروج دژ بوده است.
    * جايگاه ۵ دوره تاريخ تمدن
    تخت سليمان را جايگاه يا برآينده دوره تاريخ تمدن در ايران دانسته اند؛ چنانكه پژوهشگران مي گويند: تخت سليمان در دوران هاي هخامنشي، اشكاني و ساساني گذرگاه راه هاي عمده اي بوده كه از همدان به ارمنستان و آسياي صغير مي رفته است. پس از آن، در زمان ابقاخان مغول نيز مورد توجه قرار گرفته است؛ چنانكه اين خان مغول نيز كاخي بر روي بقاياي كاخ بزرگ خسرو، در ضلع باختري درياچه، ساخته است كه نشانه هاي آن هنوز برجاست.
    * اژدهاي سنگي
    در جنوب تخت سليمان ديواري از تراورتن به ستبراي ۷۰ سانتيمتر، بلنداي ۱/۵ متر و درازاي ۲۰۰ متر ديده مي شود كه در دشت جنوبي تخت سليمان كشيده شده است. مردمان بومي منطقه اين ديوار سنگي را «اژدها داش» يا سنگ اژدها مي نامند و بر اساس يك افسانه مي گويند: در زمان هاي كهن اژدهايي بوده كه سنگ شده است.
    * زندان سليمان
    در شمال خاوري روستاي احمد آباد مجموعه اي از چشمه هاي آهك ساز بزرگ و كوچك ديده مي شود كه بر راستاي گسله تقريباً خاوري، باختري، پهنه اي گسترده از تراورتن پديد آورده اند. آب اين چشمه ها چندان گرم نيست اما به سبب وجود گاز كربنيك زياد كه به شكل حباب بيرون مي آيد، مانند آب فشان، با صدا بيرون مي جهد. آب دهي اين چشمه ها اندك است اما املاح آهكي آنها بسيار است. از اين رو، نهشته هاي تراورتن آنها مخروط هايي با اندازه هاي گوناگون پديد آورده است كه شبيه گنبدهاي آتشفشان جوان، با دهانه هاي گرد هستند. در راستاي گسل، در خاور چشمه هاي ياد شده، گنبد بزرگي از تراورتن به بلنداي ۷۰ متر از سطح دشت مجاور ديده مي شود كه مانند مخروط آتش فشان خاموش است. اين گنبد تراورتن كه «زندان سليمان» نام دارد، يك چشمه آهك ساز خشك شده است.در بالاي گنبد، دهانه اي به قطر ۵۰ متر و با حدود ۳۰ متر ژرفا ديده مي شود كه بستر آن پوشيده از گل است و اطراف آن از ديوارهاي قائم دودكش مانند درست شده است.در دامنه هاي خاوري ـ جنوب خاوري و نيز شمال خاوري مخروط نشانه هايي از بناهاي كهن ديده مي شود كه برخي صاحبنظران احتمال مي دهند سرآغاز پيدايش آنها نخستين هزاره پيش از ميلاد است.
    * زندان برنجه
    در جنوب روستاي برنجه و در كنار رودخانه، در راستاي شمالي ـ جنوبي، دهانه هاي چند چشمه آهك ساز خشك شده را مي توان ديد كه مشهورترين آنها زندان برنجه يا «درياي برنجه» نام دارد. دهانه اين چشمه بزرگ به شكل بيضي است. قطر بزرگ اين بيضي ۱۰۰ متر و قطر كوچك آن ۵۰ متر است و ژرفايش نيز به حدود ۷۰ متر مي رسد. در كف اين سازه بزرگ طبيعي درياچه اي آكنده از آب سرد و گاز كربنيك است. اين چشمه ديوارهاي بلند و پر شيب دارد كه از لايه هاي نازك تراورتن نواري پديد آمده است. پايين رفتن از اين ديواره هاي بلند بدون ريسمان و ديگر تجهيزات لازم غيرممكن است بويژه آنكه كارشناسان احتمال مي دهند وجود آب هاي گاز كربنيك دار در ته دهانه چشمه موجب خردگي بيشتر ديواره شده و بر قطر آن افزوده است.
    گفته مي شود كه خان هاي محلي براي تنبيه روستاييان و مخالفان خود، به پايشان سنگ مي بستند و آنها را به درون اين چشمه ژرف مي انداختند و علت نامگذاري زندان برنجه همين بوده است.
    * زندان بني كندي
    در فاصله ميان دو روستاي بني كندي و قيزقاپان چشمه اي آهك ساز با مخروط كوتاه (حدود ۵ متر) و دهانه اي دايره شكل به قطر ۱۰۰ متر هست كه ژرفاي آن به حدود ۳۰ متر مي رسد. ديواره دهانه اين چشمه پرشيب است و لايه هاي نازك تراورتن نواري آن را پديد آورده اند.در گوشه باختري چشمه نيز درياچه اي به قطر ۲۰ متر با حدود ۳۰ متر ژرفا وجود دارد كه آب آن سرد و آميخته با گاز كربنيك است. از اين چشمه نيز خان هاي بني كندي و قيزقاپان به عنوان زندان استفاده مي كردند.
    * قلعه بردينه
    در جنوب خاوري دهكده قيزقاپان رسوب هاي تراورتن گسترده اي ديده مي شود كه ميان آنها ديواره اي بزرگ و پرشيب از تراورتن است كه چون دژي بلند و سترگ به نظر مي رسد؛ به اين سبب آن را قلعه سنگي يا قلعه بردينه ناميده اند.
    قلعه بردينه هم در اصل بقاياي يك چشمه آهك ساز بزرگ و مجموعه چشمه هاي پيرامون آن است كه آب هاي اسيدي بخش هاي زيرين آن را خورده و فرو ريخته اند؛ از اين رو فقط بخشي از ديواره دهانه مركزي به صورت ديواري بزرگ با حدود ۱۰۰ متر بلندي، برجا مانده است.
    * چملي
    در جنوب غربي روستاي بدرلو، تقريباً در ۱۵ كيلومتري شمال خاوري تكاب بركه بزرگي است كه چملي گل يا چمنلي يعني بركه چمن دار ناميده مي شود. اين بركه در فرهنگ مردم منطقه راز و رمز و جايگاه ويژه دارد. پيرامون بركه را چمن فراگرفته و در ميان آن نيز جزيره اي كوچك و متحرك كه در واقع چمنزار و نيزاري با ۱۲ متر مربع وسعت است وجود دارد كه وزش باد هر روز دو بار آن را از اين سو به آن سو مي برد.
    اين بركه آب سرد، دهانه آبدار چشمه آهك ساز بزرگي مانند تخت سليمان است كه اسيد كربنيك محلول در آن لايه هاي تراورتن ديواره را كه بر روي آنها چمن روييده، خورده است، اما خاك روي آن را ريشه چمن ها نگه داشته اند. خاك چمنزار كوچك متحرك بر اثر انحلال تراورتن هاي زيرين از زمين هاي اطراف جدا شده و به صورت جزيره اي سبز و كوچك بر روي آب شناور مانده است.

تاریخ تخت سلیمان:


مجموعه آثار باستاني تخت سليمان كه در 45 كيلومتري شمال شرقي شهر ستان تكاب در استان آذربايجان غربي قرار گرفته، با وسعتي معادل 5/12 هكتار به عنوان يكي از محوطه هاي تاريخي مهم كشور محسوب مي گردد. در اين منطقه نشانه ها و بقاياي استقرار از هزاره اول ق.م تا قرن 11 ه.ق ملاحظه مي شود. اما اوج شكوه و آباداني تخت سليمان مربوط به دوره ساساني مي باشد. كه ساختمان آتشكده آذر گشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترين معبد مورد احترام حكومت مذكور ايفا مي نمايد و آتش جاودان آن به مدت 7 قرن نماد اقتدار آئين زردتشت محسوب مي شده و آتشكده ساساني آذر گشنسب از زمان حكومت ايلخانيان به بعد « تخت سليمان » نام گرفت.

وسيع ترين تاسيسات مذهبي و اجتماعي مجموعه مربوط به دوره ساساني است كه تاكنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. بقاياي آثار معماري اين مجموعه متعلق به يكي از بزرگترين نمادهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي اواخره دوره ساساني در قرن 6 م به شمار مي آيد. بعد از زوال حكومت ساساني و پذيرش دين مبين اسلام توسط ايرانيان ، اين مجموعه عظيم كه در جنگهاي ايران و روم در زمان خسرو و پرويز به شدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 هـ.ق تعداد اندكي از معتقدان آئين باستان ايران در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده است، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان به عنوان پايتخت باستاني و تفرجگاه استفاده مي شده، بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم به صورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوعي تا قرن 11 هـ.ق ادامه حيات مي دهد. از اين تاريخ به بعد، محل متروكه و به علت اعتقادات عامه مردم كه مكان فوق را منسوب به سليمان نبي ( ع ) مي دانند، ازآن به خوبي حفاظت مي شود.

تاريخ

در اين منطقه علاوه بر بقاياي معماري مربوط به آتشكده آذرگشنسب و تاسيسات معماري دوره ساساني و آثاري از دوران اسلامي بويژه زمان ايلخاني مغول نشانه ها و بقاياي استقرار از هزاره اول ق.م ملاحظه مي شود. اما اوج شكوه و آباداني تخت مربوط به دوره ساساني مي باشد كه ساختمان آتشكده آذرگشنسب در اين مكان احداث و بعنوان مهمترين معبد مورد احترام ايرانيان قبل از اسلام نقش بسيار تعيين كننده اي در حيات سياسي – اجتماعي حكومت ساساني ايفا مي نمايد و آتش جاودان آن بمدت 7 قرن نماد اقتدار آئين زرتشت محسوب مي شد.

مجموعه آثار باستاني تخت سليمان وسيع ترين تاسيسات مذهبي واجتماعي دوره ساساني است كه تاكنون شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است بقاياي آثار معماري اين محوطه متعلق به يكي از بزرگترين نمادهاي مذهبي، سياسي و فرهنگي اواخر دوره ساساني در قرن 6 م بشمار مي آيد. بطوريكه نقش تخت سليمان براي حكومت ساسانيان همانند تخت جمشيد است براي هخامنشيان . بعد از زوال حكومت ساساني وپذيرش دين اسلام توسط ايرانيان، اين مجموعه عظيم كه در جنگهاي ايران و روم در زمان خسرو پرويز بشدت آسيب ديده بود، ديگر رمق تجديد حيات نيافت، اما تا قرن 4 ﻫ .ق تعداد اندكي از معتقدان آئين زرتشت در اين محل اسكان داشته و آتشكده نيز در مقياس كوچكتري مورد استفاده بوده، در زمان حكومت آباقاخان مغول با انجام تعميرات وسيع و چشمگير و احداث بناهاي جديد، از اين مكان مدتي بعنوان پايتخت تابستاني و تفرجگاه استفاده مي شود، بعدا" نيز محل مذكور توسط عامه مردم بصورت شهركي كم اهميت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ﻫ.ق. ادامه حيات ميدهد.

همانطور كه ذكر شده در دوره ساساني بويژه در زمان خسرو انوشيروان ( 579-531 ميلادي ) و خسرو پرويز توجه خاصي به عمران و آباداني اين محوطه معطوف مي گردد، و بعنوان يكي از معابد بسيار با اهميت تلقي مي شود. آتشكده آذر گشنسب در متون قديم داراي اسامي متعددي است از جمله به زبان پهلوي گنزك(ganzak) يا گنجه ناميده مي شده، روميان آنرا گزكا (gazka) و اعراب شيز (shiz)مي گفتند. در زمان ايلخانان بدان ستوريق گفته شده، اما كلمه تخت سليمان از اسامي متاخر مجموعه ميبا شد كه عامه مردم بعلت عدم اطلاع ازعملكرداصلي و زمان ساخت آن، با توجه به احاديث و روايت مذهبي در مورد اقتدار حضرت سليمان ، اين امكان را بدان منسوب داشته و بهمين جهت محل ياد شده حالت تقديس پيدا مي كند و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين محل مي دانستند.

از اوايل قرن 19 م به بعد نيز مستشرفين از تخت بازديد و نهايتا" از سال 1959 ميلادي ( 1337 شمسي ) مجموعه توسط هيات حفاري آلماني با نظارت كارشناسان ايراني به مدت 20 سال مورد كاوش علمي قرار گرفت. بعد از انقلاب اسلامي نيز بلحاظ اهميت بالاي تاريخيفرهنگي مجموعه و خطراتيكه موجوديت بقاياي معماري آثار را تهديد مي نمود. در سال 1372 اين مكان به عنوان يكي از ده پروژه بزرگ تاريخي – فرهنگي كشور انتخاب وتوسط سازمان ميراث فرهنگي كشور عمليات، ساماندهي، ( حفاظت،مرمت و پژوهش ) بوسيله كارشناسان سازمان بطور جدي در آن آغاز گرديد و تا كنون هم ادامه دارد. با اين اقدام علاوه بر انجام پاره اي اقدامات اضطراري از نظر حفاظت پژوهش، مرمت و معرفي، در حال حاضر محوطه جهت بازديد علاقه مندان و گردشگران داخل و خارجي آماده شده و ساليانه به تعداد قابل توجهي اقشار مختلف مردم داخلي و خارجي از اين مكان بازديد مي نمايند.

مشخصات طبيعي :

از نظر نماي طبيعي دو چهره مشخص را در منطقه تخت سليمان مي توان يافت :
1- منطقه مرتفع شمالي كه شامل كوههاي بلقيس، كوه زندان و كوه قره پولاد مي باشد.
2- منطقه نسبتا" كم ارتفاع جنوبي و شرقي كه وسعت اين منطقه نسبت به منطقه شمالي كم و از كوه هاي مهم اين منطقه كوه قره داغ درنزديكي روستاي چهار طاق به ارتفاع 3120 متر كه در جهت شمالي و جنوبي كشيده شده است. در واقع كوه هاي شرقي مقسم المياه برخي از شاخه هاي قزل اوزن و زرين رود مي باشد.

باستان شناسي زندان سليمان

پيرامون دهانه مخروطي شكل كوه زندان جايگاه معبد مقدسي مربوط به هزاره اول ق.م مي باشد. بقاياي اثار معماري پيرامون دهانه زندان باتوجه به اشياء تاريخي بدست آمده متعلق به قلمرو حكومت مانايي ها مي باشد كه از 830 تا 660 قبل از ميلادي در اين منطقه از ايران فرمانروايي داشته اند. به نظر مي رسد كه جايگاه مقدس فقط تا زماني رونق داشته كه درياچه كوه زندان آب داشته است و پس از خشك شدن آب آن اين جايگاه بعنوان معبد متروكه مي گردد و تا مدتي بعد از اين واقعه از برخي واحدهاي معماري آن بصورت قلعه نگهباني استفاده مي شود. خشك شدن آب گودال ميان تهي نيز به طور ناگهان نبوده بلكه سطح آب در زمان طولاني و به آرامي كم شده است و دليل آن هم سخت تر بودن رسوبات لايه هاي زيرين است كه رسوبات فشرده تر شده اند. و مدخل خروجي چشمه جوشان به تدريج كوچك شده است.

تخت بلقيس

كوه بلقيس با دو قله نزديك بهم و 3200 متر ارتفاع در 5/7 كيلومتري شمال شرقي تخت سليمان واقع شده است. بر فراز بلندترين قسمت اين كوه بقاياي استحكاماتي با مشخصات كلي مندرج در اين گزارش مربوط به دوره ساساني وجود دارد كه بلحاظ موقعيت مكاني و زماني، ارتباط آن با مجموعه آثار تخت سليمان، پيوند معماري و تاريخي بسيار نزديكي با مجموعه ياد شده ايجاد كرده و در واقع از جمله آثار پيوست به اين مكان تلقي مي گردد.

ويرانه هاي تخت بلقيس در سال 1959 بوسيله " فون دراوستن " بصورت علمي و دقيق مورد بازديد قرار گرفته و در سال هاي 1966 و 1969 ميلادي به وسيله " ديتريش هوف " بررسي و مستند سازي اوليه گرديد.

حصار استحكامات دژ بلقيس، فضايي در حدود 50*60 متر را در برمي گيرد. با توجه به نقشه مقدماتي تهيه شده اين حصار داراي 9 برج است كه احتمالا" 4 برج ديگر نيز بايد وجود داشته باشد كه در حال حاضر بعلت عدم انجام كاوش علمي مشخصات دقيق آنها معلوم نيستند. دروازه هاي اين اثر مي توانند در سمت جنوب شرقي يا نزديك زاويه جنوبي واقع شده باشند. در درون حصار، تالاري تقريبا" مربع شكل و ايواني در جلوي آن وجود دارد. در جلوي بنا يك تراس چند طبقه قرار دارد كه اتاقهاي پناهگاه مانند طويلي را با سقف گنبدي در خود جاي داده است. نوع معماري بنا و آجرهايي كه در ابعاد آجرهاي ساساني هستند همچنين قطعات سنگ ماسه اي زرد رنگ و علائم حجاري سنگتراشان ساساني، تاريخگذاري بنا را به اين دوره محتمل مي سازد. اين استحكامات در طرح كلي خود با ايوان، تالار و رواق پيرامون، نه تنها مي تواند معرف كاخ سازي ايراني باشد، بلكه به عنوان تاسيسات يك آتشكده نيز محسوب مي شود، از نظر طرح معماري و هندسي، جهت دادن استحكامات به سمت مجموعه باستاني تخت سليمان، هر دو بنا را طوري در ارتباط نزديك با هم قرار مي دهد كه تعبير استحكامات به عنوان يك آتشكده ساساني بسيار محتمل است. بهر صورت صرفنظر از جنبه تاريخي و معماري، بلحاظ باور و اعتقادات عامه ارتباطي اساطيري بين آثار تخت سليمان و دژ بلقيس نزد مردم نيز مطرح مي گردد، محل مذكور براي هر بازديدكننده از مجموعه تخت سليمان جذابيت خاصي دارد اما بعلت صعوبت راه دسترسي و سرد سيري منطقه، فقط در مواقع محدودي از سال امكان دسترسي به آن براي افرادي كه داراي تجهيزات لازم باشند مقدور است. مكان يادشده به علت اينكه بلندترين قله منطقه مي باشد داراي زمستانهاي طولاني و تابستاني دلپذير مي باشد چنانكه در ميان دو قله اين كوه، بر اثر آب برفها در اواخر بهار و اوايل تابستان، علاوه بر سرسبزي و وجود جويبارها، گلهاي رنگارنگ، درياچه اي فصلي نيز تشكيل مي شود كه بر جذابيت محل مي افزايد. راه دسترسي به اين مكان در حال حاضر از طريق راه ارتباطي تخت سليمان - دندي به زنجان در سه راهي معدن انگوران با جاده اي خاكي و فرعي كه فقط ماشين هاي شاسي بلند كمك دار قادر به عبور از آن هستند و تا نزديكي دامنه كوه مي توان به آن نزديك شد و بقيه مسافت را با حدود نيم ساعت پياده روي مي توان به آثار دژ رسيد


مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان – تکاب

آثار باستانی این مجموعه و دریاچه جوشان آن، روی صفحهای سنگی و طبیعی قرار گرفته كه از رسوبات آب دریاچه به وجود آمده است. قدمت این منطقه از لحاظ سكونتگاه انسانی به 3 هزار سال پیش باز می گردد؛ و یكی از مهمترین آثار تاریخی كشور است كه به عنوان چهارمین اثر ایران در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
 این مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختی و چه به لحاظ ارتباط با مدارك مكتوب تاریخی و اسطورهای در شمال و غرب ایران كاملا منحصر به فرد است. هم اینك در این مجموعه آثاری از اوایل دوره ساسانی تا دوره ایلخانان مغول شناسایی شده، لیكن از آنجایی كه تاریخ نظری این مجموعه به دوره هخامنشی و اشكانی می رسد، بی تردید در صورت ادامه حفاری، آثار مهمی از دوره های پیش از ساسانی در این محل كشف خواهد شد.

 

 
آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان

 

بخش طبیعی مجموعه تخت سلیمان متشكل از یك كوه آهكی است كه در قله آن، چشمه بسیار بزرگی (با دریاچه ای به قطر حدود 100 متر) وجود دارد. این كوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهكی موجود در آب چشمه فوق شكل گرفته است. هم اینك در اطراف كوه تخت سلیمان چندین تپه كوچك از این نوع، در اطراف چشمه های آهكی در حال شكل گیری است. كوه بلند زندان سلیمان نیز یكی از همین كوه های رسوبی است كه در پنج كیلومتری تخت سلیمان هزاران سال پیش شكل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده این كوه و دریاچه آن خشك شده). بنابراین روند شكل گیری كوه های رسوبی در منطقه تخت سلیمان امری طبیعی و مربوط به شكل خاص زمین و نوع املاح موجود در آب چشمه های منطقه است.

 


دریاچه تخت سلیمان

 

چشمه تخت سلیمان هزاران سال پیش شروع به جوشیدن كرده و به تدریج بر اثر لعاب حاصل از ترکیبات موجود در آب، لبه بیرونی چشمه رسوب بسته و بالا آمده است. این روند هزاران سال ادامه یافته و باعث شده كه آب چشمه گلدانی در پیرامون خود بسازد به نحوی كه هم اینك ارتفاع تپه حاصل از روند فوق و همچنین عمق دریاچه ناشی از جوشش آب چشمه به حدود 62 متر می رسد. با توجه به این كه ارتفاع رسوب دور دریاچه از دوره ساسانی تاكنون، یعنی در طول 1400 سال گذشته حدود 12 متر افزایش یافته، می توان گفت: به ارتفاع گلدان دریاچه تقریبا در هر سال کمی کمتر از 9 میلیمتر افزوده شده است.

 

 
برخی آثار به جای مانده بر روی تخت سلیمان

 

این واقعیت كه ارتفاع مجموعه تخت سلیمان از خط القعر محیطی كه در آن قرار دارد 62متر یعنی برابر عمق دریاچه است، ثابت می كند كه كف دریاچه به وسیله املاح آهكی رسوب گذاری نشده و در طول سال های شكل گیری آن ثابت بوده است. بنابراین در صورتی كه اشیایی در طول تاریخ به داخل دریاچه پرت شده باشد، در داخل گل و لای كف دریاچه مدفون نشده و از طریق غواصی قابل كشف هستند. لبه بالایی دریاچه، دارای پیشرفتگی نازكی در داخل آب است، اما باقی دیواره دریاچه كاملا عمودی است. از این بابت مشخص است كه در ادوار مختلف، لبه اضافی دریاچه به تدریج شكل گرفته، بزرگ و بزرگتر شده و به همین دلیل شكسته و به داخل دریاچه افتاده است. بنابراین عمق ناحیه داخلی دریاچه همان 62متر اولیه باقی مانده، لیكن نواحی حاشیه ای كف آن شیب پیدا كرده است. ارتفاع این شیب بین 46 تا 49 متر است. از دیگر سو اگر بدیهی بدانیم كه ریختن اشیاء تاریخی در داخل دریاچه از ساحل آن رخ داده باشد، این اشیاء می بایست در حاشیه محیط دایره كف دریاچه افتاده باشند. بنابراین به نظر می رسد كه كشف، منوط به لایروبی بخش حاشیه ای كف دریاچه و برداشت مثلثی از خاك به ارتفاع حدود ده الی پانزده متر است. این لایروبی می بایست تا عمق 62متری ادامه یابد؛ به شكلی كه كف حاشیه دریاچه همسطح مناطق مركزی آن شود.

 

 
برخی دیگر از آثار به جای مانده .

 

تخت سليمان
    چشمه بزرگ و آهك ساز تخت سليمان كه مردمان محلي گاه آن را درياچه تخت سليمان مي نامند، ميان دو روستاي نصرت آباد و همپا قرار گرفته و بزرگترين و پرآب ترين چشمه آهك ساز منطقه است.
    آب آن كه كاملاً سرد و زياد است، از دو كانال شمالي و جنوبي خارج مي شود.مقدار گازهاي co2 و sh2 چشمه چندان زياد نيست، ولي املاح بي كربنات آن بيش از حد اشباع است. دهانه آن همانند درياچه اي زيبا و به شكل بيضي است؛ قطر بزرگ اين بيضي ۱۲۰ متر و قطر كوچك آن ۸۰ متر برآورد مي شود؛ همچنين عمق آن به حدود ۶۰ متر مي رسد. احتمالاً دهانه اين چشمه در آغاز پيدايش بسيار كوچكتر (شايد كمتر از يك متر) بوده است و سپس بر اثر انحلال دوباره فرآورده هاي تراورتن، بر اثر آميزش با آب محتوي اسيد كربنيك، دور دهانه خورده شده و قطر آن رفته رفته افزايش يافته است.به سبب آب دهي زياد در گذشته و نيز مقدار زياد املاح بي كربنات كلسيم آب، اين چشمه مانند چشمه هاي ديگر، فرصت پديد آوردن مخروط نيافته و سكويي تخت و صاف از نهشته هاي تراورتن ساخته كه حدود ۱۰ متر بالاتر از دشت پهلويي جاي گرفته است.گستره اين سكو مستطيلي به درازاي ۴۰۰ متر و با ۳۰۰ متر پهناست.
    گويا نامگذاري تخت سليمان براي اين چشمه آهك ساز به علت وجود اين لايه ستبر سكو مانند تراورتن باشد و با حضرت سليمان چندان ارتباطي نداشته باشد، هرچند وجود كوهي با نام بلقيس كه ۲ هزار و ۳۳۲ متر ارتفاع دارد و در ۱۵ كيلومتري شمال چشمه است و نشانه هاي يك دژ كهن را ترسيم مي كند، به اين باور دامن مي زند كه نام تخت سليمان شايد چندان بي مسما نيست.بر روي اين سكوي تراورتن بقاياي دژ و كاخي با شكوه است كه آتشكده بزرگ آذر گشسب، يكي از سه آتشكده بزرگ و بنام ساساني در آن جا داشته است. برپايه بررسي هاي باستان شناسي اين دژ همان «شيز» كهن است كه در زمان ساسانيان به «كنشرك» معروف بوده است، ديوار دژ كه درست در لبه هاي سكوي تراورتن است، از قطعات تراورتن و ملات آهك ساخته شده است، اين ديوار ۶ تا ۸ متر بلندي و حدود ۴ متر پهنا دارد. درازاي ديوار هزار و ۱۲۰ متر است و ۳۸ بارو، با ۲۵ متر فاصله ميان ۲ بارو، دارد.دو دروازه اصلي و بزرگ، محل ورود و خروج دژ بوده است.
    * جايگاه ۵ دوره تاريخ تمدن
    تخت سليمان را جايگاه يا برآينده دوره تاريخ تمدن در ايران دانسته اند؛ چنانكه پژوهشگران مي گويند: تخت سليمان در دوران هاي هخامنشي، اشكاني و ساساني گذرگاه راه هاي عمده اي بوده كه از همدان به ارمنستان و آسياي صغير مي رفته است. پس از آن، در زمان ابقاخان مغول نيز مورد توجه قرار گرفته است؛ چنانكه اين خان مغول نيز كاخي بر روي بقاياي كاخ بزرگ خسرو، در ضلع باختري درياچه، ساخته است كه نشانه هاي آن هنوز برجاست.
    * اژدهاي سنگي
    در جنوب تخت سليمان ديواري از تراورتن به ستبراي ۷۰ سانتيمتر، بلنداي ۱/۵ متر و درازاي ۲۰۰ متر ديده مي شود كه در دشت جنوبي تخت سليمان كشيده شده است. مردمان بومي منطقه اين ديوار سنگي را «اژدها داش» يا سنگ اژدها مي نامند و بر اساس يك افسانه مي گويند: در زمان هاي كهن اژدهايي بوده كه سنگ شده است.
    * زندان سليمان
    در شمال خاوري روستاي احمد آباد مجموعه اي از چشمه هاي آهك ساز بزرگ و كوچك ديده مي شود كه بر راستاي گسله تقريباً خاوري، باختري، پهنه اي گسترده از تراورتن پديد آورده اند. آب اين چشمه ها چندان گرم نيست اما به سبب وجود گاز كربنيك زياد كه به شكل حباب بيرون مي آيد، مانند آب فشان، با صدا بيرون مي جهد. آب دهي اين چشمه ها اندك است اما املاح آهكي آنها بسيار است. از اين رو، نهشته هاي تراورتن آنها مخروط هايي با اندازه هاي گوناگون پديد آورده است كه شبيه گنبدهاي آتشفشان جوان، با دهانه هاي گرد هستند. در راستاي گسل، در خاور چشمه هاي ياد شده، گنبد بزرگي از تراورتن به بلنداي ۷۰ متر از سطح دشت مجاور ديده مي شود كه مانند مخروط آتش فشان خاموش است. اين گنبد تراورتن كه «زندان سليمان» نام دارد، يك چشمه آهك ساز خشك شده است.در بالاي گنبد، دهانه اي به قطر ۵۰ متر و با حدود ۳۰ متر ژرفا ديده مي شود كه بستر آن پوشيده از گل است و اطراف آن از ديوارهاي قائم دودكش مانند درست شده است.در دامنه هاي خاوري ـ جنوب خاوري و نيز شمال خاوري مخروط نشانه هايي از بناهاي كهن ديده مي شود كه برخي صاحبنظران احتمال مي دهند سرآغاز پيدايش آنها نخستين هزاره پيش از ميلاد است.
    * زندان برنجه
    در جنوب روستاي برنجه و در كنار رودخانه، در راستاي شمالي ـ جنوبي، دهانه هاي چند چشمه آهك ساز خشك شده را مي توان ديد كه مشهورترين آنها زندان برنجه يا «درياي برنجه» نام دارد. دهانه اين چشمه بزرگ به شكل بيضي است. قطر بزرگ اين بيضي ۱۰۰ متر و قطر كوچك آن ۵۰ متر است و ژرفايش نيز به حدود ۷۰ متر مي رسد. در كف اين سازه بزرگ طبيعي درياچه اي آكنده از آب سرد و گاز كربنيك است. اين چشمه ديوارهاي بلند و پر شيب دارد كه از لايه هاي نازك تراورتن نواري پديد آمده است. پايين رفتن از اين ديواره هاي بلند بدون ريسمان و ديگر تجهيزات لازم غيرممكن است بويژه آنكه كارشناسان احتمال مي دهند وجود آب هاي گاز كربنيك دار در ته دهانه چشمه موجب خردگي بيشتر ديواره شده و بر قطر آن افزوده است.
    گفته مي شود كه خان هاي محلي براي تنبيه روستاييان و مخالفان خود، به پايشان سنگ مي بستند و آنها را به درون اين چشمه ژرف مي انداختند و علت نامگذاري زندان برنجه همين بوده است.
    * زندان بني كندي
    در فاصله ميان دو روستاي بني كندي و قيزقاپان چشمه اي آهك ساز با مخروط كوتاه (حدود ۵ متر) و دهانه اي دايره شكل به قطر ۱۰۰ متر هست كه ژرفاي آن به حدود ۳۰ متر مي رسد. ديواره دهانه اين چشمه پرشيب است و لايه هاي نازك تراورتن نواري آن را پديد آورده اند.در گوشه باختري چشمه نيز درياچه اي به قطر ۲۰ متر با حدود ۳۰ متر ژرفا وجود دارد كه آب آن سرد و آميخته با گاز كربنيك است. از اين چشمه نيز خان هاي بني كندي و قيزقاپان به عنوان زندان استفاده مي كردند.
    * قلعه بردينه
    در جنوب خاوري دهكده قيزقاپان رسوب هاي تراورتن گسترده اي ديده مي شود كه ميان آنها ديواره اي بزرگ و پرشيب از تراورتن است كه چون دژي بلند و سترگ به نظر مي رسد؛ به اين سبب آن را قلعه سنگي يا قلعه بردينه ناميده اند.
    قلعه بردينه هم در اصل بقاياي يك چشمه آهك ساز بزرگ و مجموعه چشمه هاي پيرامون آن است كه آب هاي اسيدي بخش هاي زيرين آن را خورده و فرو ريخته اند؛ از اين رو فقط بخشي از ديواره دهانه مركزي به صورت ديواري بزرگ با حدود ۱۰۰ متر بلندي، برجا مانده است.
    * چملي
    در جنوب غربي روستاي بدرلو، تقريباً در ۱۵ كيلومتري شمال خاوري تكاب بركه بزرگي است كه چملي گل يا چمنلي يعني بركه چمن دار ناميده مي شود. اين بركه در فرهنگ مردم منطقه راز و رمز و جايگاه ويژه دارد. پيرامون بركه را چمن فراگرفته و در ميان آن نيز جزيره اي كوچك و متحرك كه در واقع چمنزار و نيزاري با ۱۲ متر مربع وسعت است وجود دارد كه وزش باد هر روز دو بار آن را از اين سو به آن سو مي برد.
    اين بركه آب سرد، دهانه آبدار چشمه آهك ساز بزرگي مانند تخت سليمان است كه اسيد كربنيك محلول در آن لايه هاي تراورتن ديواره را كه بر روي آنها چمن روييده، خورده است، اما خاك روي آن را ريشه چمن ها نگه داشته اند. خاك چمنزار كوچك متحرك بر اثر انحلال تراورتن هاي زيرين از زمين هاي اطراف جدا شده و به صورت جزيره اي سبز و كوچك بر روي آب شناور مانده است.